|
پنج آدمخوار به عنوان برنامه نویس در یک شرکت خدمات کامپیوتری استخدام شدند.
هنگام مراسم خوشامدگویی رئیس شرکت گفت: "شما همه جزء تیم ما هستید. شما اینجا حقوق خوبی می گیرید و می توانید به غذاخوری شرکت رفته و هر مقدار غذا که دوست داشتید بخورید. بنابراین فکر خوردن کارکنان دیگر را از سر خود بیرون کنید."
آدمخوار ها قول دادند که با کارکنان شرکت کاری نداشته باشند. چهار هفته بعد رئیس شرکت به آنها سر زد و گفت: "می دانم که شما خیلی سخت کار می کنید. من از همه شما راضی هستم. امّا یکی از نظافت چی های ما ناپدید شده است. کسی از شما می داند که چه اتفاقی برای او افتاده است؟” آدمخوارها اظهار بی اطلاعی کردند. بعد از اینکه رئیس شرکت رفت، رهبر آدمخوارها از بقیه پرسید: "کدوم یک از شما نادونا اون نظافت چی رو خورده؟" یکی از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا آورد. رهبر آدمخوارها گفت: "ای احمق! طی این چهار هفته ما مدیران، مسئولان و مدیران پروژه ها را خوردیم و هیچ کس چیزی نفهمید و حالا تو اون آقا را خوردی و رئیس متوجه شد! از این به بعد لطفاً افرادی را که کار می کنند نخورید!!!
-------------------------------------
رهایی
شاگردی از استاد پرسید : من چگونه میتوانم به رهایی برسم و رستگار بشوم ؟ استاد پرسید: کی تو را بسته ؟ شاگرد پاسخ داد : هیچ کس مرا نبسته ! استاد گفت: پس از چه رهایی می طلبی؟
--------------------------------------
سلام سلام سلام 
خوبین خوشین سلامتین ؟؟ آقا ( یعنی خانم ها و آقایون !! ) آدم بد قول دیدین ؟! خب ببینین 
مرسی واسه کامنت های پست قبلی ٬ مرسی از ممد و پویان که بلاخره به وبلاگه افتخار دادن و اومدن و کامنتیدن مرسی سینا و سولی که بعد شونصد سال دوباره اومدن اینطرف هااا مرسی مریم و فرشته که یادآوری کردن خجالت بکشم و مرسی از علی که لطف دارن و اینا و خلاصه مرسی از آزاده و ملیکا و ستاره و متین و احسان و دوستای جدید و غیره و اینا !! 
خب من قول داده بودم که وسط بهمن آپ کنم ٬ که پست ویژه ی تولد بهمنی ها بزنم ! ولی خب متاسفانه پستم ویژه نشد خلاصه که به بزرگی خودشون ببخشن و اینا ...
اول تولد دایی جونم رو به طور مخصوص تبریک میگم ... و از همین جا معذرت خیلی زیاد که نشد تبریک بگم و اینا ! کلا من رو عفو کنین ! پشیمونم  
بعدشم تولد مسعود ٬ آیدین ٬ فرنوش ٬ نرگس و حمید که تا امروز تولدشون بود و اینا مبارک باشه کلی ... ببخشید نشد واسه هیچ کدومتون تقریبا تولد بازی داشته باشیم ٬ دفعه ی دیگه که دنیا اومدین ٬ ایشالله جبران می کنم ! خوب و خوش و سلامت و خش خشی باوشیـــــــــــن 
بعدش در این میان به موضوع خش خشی ای بر خورد می کنیم که :

بله ولنتاین عشقولی رو هم به همه تون می تبریک ! و امیدوارم تا یه عالمه ی همیشه !!! عشقولانه ی خش خشی بمونیــــــــن   
بعد ٬ بعد از این میان برنامه دوباره میریم سراغ ادامه ی بهمنی های خش خشییی که در آینده تولدی میشن و اینا و امیدوارم بتونیم براشون تولد بازی داشته باشیم تولد سینا ٬ ملیکا ٬ عباس ٬ نیوشا ٬ شهاب و متین و کلا هرکی که بهمنیه مبارک باشه و خلاصه شما ها هم شونصد سال زنده وخوب و خوش و سلامت و خش خشی باوشیـــــــــــــــن   
دیگه همینا دیگه بای بای بای تا دفعه بعدیییی
--------------------------
پ.ن : به آزاده -- برای چه چیز دیگه ؟! بعدشم نه واسه ی تولد ها از جی ۵ استفاده نمی کنم ٬ در این زمینه بیشتر جعبه ی لایتنر کمکم میکنه 
پ.ن ۱ : به سینا -- نه نرفتم وردپرس که ٬ یعنی کلا نرفتم دو تا وبلاگه خب یکی این ٬ یکی هم این بازم اینورا بیا در ضمن 
|